پس نه ! (4)

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ... آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم ؟ پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم ! 

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پَ نه پَ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم...

دندونم بد جوری درد میکرد ... دستمو گذاشته بودم رو صورتم ... دوستم دید منو پرسید دندونت درد میکنه؟ پَ نه پَ دارم اذان میگم گذاشتمش رو میوت ، همسایه ها اذیت نشن !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم ... مربیه میگه بچه رو میبریدش؟ پَ نه پَ همینجا میخورمش .

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم ... اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه عشقم داری کباب درست میکنی؟ پَ نه پَ دارم فوتبال دستی بازی میکنم .

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟ پَ نه پَ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم !

رفتم آلبالو بخرم ... یارو میگه بریزم تو پلاستیک؟ پَ نه پَ همینجوری دونه ایی بده بندازم دور گوشم خوشگل شم !!!

رفتم مرغ سوخاری بخرم یارو میگه همین‌جوری میبری؟ پَ نه پَ یه شورت پاش کن جلو مهمونا خجالت نکشه .

روزی پسر کوروش کبیر از او پرسید ای پدر آیا ما باید شما را الگوی خود قرار دهیم ؟؟؟پ نه پَ دکتر علی شریعتی رو قرار بده !

نقل از  خنده بلاگ http://a-55.persianblog.ir/post/51/

/ 6 نظر / 18 بازدید
صورت زخمی

سلام این اذونو خوب اومدی؟دمت در حالته قیژ؟

به روی ماسه ها

وبلا گتون خیلی قشنگه

وحيد زايري

سلام دوست عزيز خيلي جالب بود . كلي غشيديم ! [قهقهه]

حقیقت

سلام از اتکا به نفس و شجاعتت برای اظهار نظرهای بی غرضت ممنونم . اما مطلب آخر در مورد مرحوم دکتر شریعتی رو نپسندیدم. او هم یک انسان بود و دردمند.میدونم و میدونی که سیاستمداران جویای شهرت وقدرت همیشه از نام های بزرگ برای بزرگ کردن خودشون استفاده کردند. الان هم دوباره جوی ساختگی بر علیه شریعتی بوجود آمده ! حتما وبلاگهای دیگه رو هم دیدی. ضمنا این برادر کوچیکت زیر علم هیچکس سینه نمی زنه . شریعتی یه معلم بود . همینم برای ذکر خیرش کافیه و بس . قربونت و خدا همیشه یاورت

ساراازکرمانشاه

ای جونمییییییییییییییییییییییییییی آشیخ میدونستی یه وقتایی خوردنی میشی[قلب]

ساراازکرمانشاه

ای جونمییییییییییییییییییییییییییی آشیخ میدونستی یه وقتایی خوردنی میشی[قلب]